در قرن 3 میلادی (اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران)، در روم باستان فرمانروایی بوده بنام کلودیوس دوم.. کلودیوس عقيده داشته كه مردان مجرد نسبت مرداني كه ازدواج كرده اند بهتر مي جنگند. به همين خاطر ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. و کشیشیبه نام والنتاین(والنتیوس)، با اين تصميم به مخالفت بر مي خيزد و مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندانعاشق دختر زندانبان میشود. با توجه به آنچه كه در افسانه آمده كشيش ولنتاين برای او نامه هايی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاين تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحي كه تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی كارتهای ولنتاين مشاهده میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام میشود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان روز 14 فوريه مطابق با 25 بهمن (روز اعدام ولنتاين) والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.
عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست
عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست
عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست



+
نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 3:16 قبل از ظهر توسط ساناز
|

چون به زینب می رسی یاد برادر میکند یاد آن طفل صغیر و یاد لیلا می کند یاد آن تشت طلا یاد رقیه می کند یاد جای ضرب سیلی یاد مادر می کند یاد آن تیر سه شعبه یاد اصغر می کند یاد پهلوی شکسته یاد زهرا می کند یاد عبّاس علی یاد سکینه می کند یاد آن مشک پر از آب یاد دستان بریده می کند ...
+
نوشته شده در جمعه 21 دی1386ساعت 9:10 قبل از ظهر توسط ساناز
|

کی مياد که برفا رو پارو کنه ؟ بيايين داد بزنيم بيايين داد بزنيم اینم یک دو بیتی برفی: مـــــراعـــاتِ پــــروبـــالت نكرديم نــظـــر برلطف ِ هرسالَت نكرديم سلام تازه ات از چيست ؟اي برف! مگر صــــــد بار پامــالَت نكرديم؟!!!
کی مياد زمستونو جارو کنه؟
بيايين دستامونو گِره کنيم
همه فرياد بزنيم
يکی رو صدا کنيم آبی باشه
نگاهاش زلال و آفتابی باشه
که بياد برفامونو پارو کنه
که بياد زمستونو جارو کنه
بابا بــرفی رو صداش کنيم بياد
و بگيم : دوسِش داريم ، خيلی زياد !
بابا برفی که بياد !
شادی هم باهاش مياد
اون مياد پارو کنون
اون مياد جارو کنون
برفو از شونه ی ما می تکونه
واسَمون ، ترانه ی دل می خونه
دل ما ، با اون بهاری می شه باز
اين زمستونم فراری می شه باز
همه فرياد بزنيم
بخونيم با يک صدا :
« بابا بــــــــرفی جون ! » بیــــــــا !

+
نوشته شده در چهارشنبه 12 دی1386ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط ساناز
|

عمرتان صد شب یلدا دلتون قد یه دنیا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما شب يلداتون مبارک اینم فال حافظ یک فاتحه بخون نیت کن و بعد بازش کن
+
نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 6:21 قبل از ظهر توسط ساناز
|

کعبه راگفتم تو از خاکي من از خاک، چرا بايد به دور تو بگردم؟! ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم ضمیمه: (این عکسو که داشتم می ذاشتم بد جوری دلم تنگ شد
)
+
نوشته شده در شنبه 24 آذر1386ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط ساناز
|

می گن هنر نزد ایرانیان است و بس
اینم خانم دکتر همه فن حریف!!! از هر انگشتش یک تخصص میریزه!!!
چای اسکولی نبات دیگه چیه؟!
این پرینت رو هم جلوی حراست دانشگاه قزوین زده بودند که کاملاْ بدون شرح می باشد!!!![]()

![]()

![]()

+
نوشته شده در شنبه 17 آذر1386ساعت 4:13 قبل از ظهر توسط ساناز
|
